تبليغاتX
پروفسور پیراشکی
موسس اداره احوال پرسی(جون پروفسور هر سئوالی داری بپرس تا جوابش رو بگم)

بنام خدا

اداره احوال پرسی در اقدامی بی سابقه مسابقه کشف قیمت را برگزار میکند.

شماهم میتوانید با شرکت در این مسابقه الکی از جوایزی معادل خود پاسخ برخوردار شوید.

1-20هزار تومان،قیمت کدام یک از موارد زیر است؟

1-پول توجبی بچه-بازار رفتن عیال

 2-2 کیلوشلغم+2 تا برگ کاهو

 3-کرایه یک شب مسافرخانه-شام

 4-خرجی هر روز- کرایه خونه

2-1 میلیون تومان،قیمت کدام یک از موارد زیر است؟

1-کرایه انباری+خرید دوچرخه

 2-هزینه شام عروسی-تالار

3-تلویزیون+3 تاآبمیوه گیری

 4-2 در صد مهریه خانم

پروفسور + پیراشکی(قیمت مقطوع است)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:43  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

آدرس

یه نفر به آژانس زنگ  زد وماشین خواست .منشی هم گفت:لطفا یه آدرس دقیق بدین تا ماشین رو بفرستم؟

 یاروگفت:چهار راه رو که رد کردی بالا وپایین،میپیچی سمت چپ بالاوپایین،2000 متر که رفتی جلو بالاو پایین میری سمت راست بالاو پایین میری تو کوچه بال و پایین پلاک5.منشی که گیج ومتعجب شده بود پرسید:آدرس رو فهمیدم ولی بالا وپایینش دیگه کجاست؟

یاروگفت:خب معلومه دیگه سرعت گیراشه !

۲۰+۶+۸۶

پروفسور+ پیراشکی=؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 10:15  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 
پروفسوربگرد پرفسور رو پیدا کن!!به نظرتون من کدومش هستم؟جایزه داره ها!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:10  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

بابام سوخت! (پروفسور پیراشکی)

یه نفر رفت داروخانه گفت:دکتر به دادم برس بابام سوخت! زود یه پماد سوختگی به من بدین؟

دکتر پرسید:بیمارتون چندسالشه؟

یاروگفت:دکتر فکر میکنم شش ماه و 2 ساعت!

دکتر گفت:آخیه الاهی بمیرم براش! باباتون تازه به دنیا اومده؟!

یارو گفت:بابا جون کارت سوختمو میگم 6 ماه تو اداره پست بوده،تا گرفتمش سوخت!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 15:29  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

10×10دستگاه

آورده اند روزی  روزگاری اعلام شد که 100دستکاه اتوبوس به ناوگان شهری اضافه شده.ما هر چی گشتیم یکیش رو بینیم نتونستیم!؟

پرسیدیم پس کجاست؟گفتند:50تاش رفته برای شماره گذاری،50تاش رفته تو نوبت،50تاش هم رفته تعمیرگاه!گفتیم این که شد 150 تا!!!

گفت:معلومه عزیزم 25 تاش هم مال سری قبله دیگه!؟؟

پروفسور+پیراشکی=؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:44  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

دعوا

یه نفر با کارتش سر فروختن بنزین دعواش شد!کارته گفت:اگه با این قیمت منو بفروشی بنزینمو حلالت نمیکنم!

 

 پروفسور + پیراشکی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:27  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

نسخه

پیرزنی دائما به زمین میخورد! تا این که پیش دکتر رفت.دکتر پرسید:مادرم مشکلت چیه؟پیرزن هم گفت:ننه راه که میرم یکی از پشت سر حلم میده! اون دفه هم هر چی قرص خوردم فایده نداشت!دکتر پریسد: ندیدی کی بود؟پیرزن هم گفت:نه ولی فکر کنم کاره یکی از عروسهام هست.دکتر هم خنده ای کرد و نسخه نوشت.پیرزن هم به داروخانه رفت.یارو تا نسخه رو دید گفت:ننه مانداریم برو 2 تا کوچه  پایین تر،لوازم یدکی عباس آقا .پیرزن پریسد مگه چی نوشته!؟یارو گفت:یه جفت آینه بغل!!

پروفسور پیراشکی

1/7/86 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 14:55  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

تاکسی بار

اولی :اوستا عباس من نمیفهمم چرا از موقعی که ماشینتون رو گاز سوز کردید دیگه بار نمیبرید؟

دومی:معلومه جانم"ساده است ازاوم موقع یه باری زدم که هنوز پیادش نکردم!و نمیدونم کجا باید پیادش کنم؟!

اولی: مگه چی بار زدید؟

دومی:کپسول گاز!

پشت ترافیک خواستگارات میمونوم!بیتابوم با آخرین سرعت میرونوم!

بی تکبر=پرفسور ....

 

پروفسور پیراشکی

18/7/86

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 10:17  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

وصیت

یه نفر رفت توی پمپ بنزین ،یاروی جلوی که داشت بنزین میزد، یدفه قلبش گرفت و افتاد، یاروتا رسید کنارش دید داره میگه:پا پا پا ومرد. پیش خودش گفت خدا بیامرز شاید یه وصیتی داشته و نتونسته بگه!خلاصه که  شب خواب اون یارو رودید وازش پرسید:من آخر نفهمیدم منظورت از پا پا پا چی بود؟یارو گفت:مردک میخواستم بگم پاتو از رو کارت سوختم بردار!

 

 

 

 

پروفسور پیراشکی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 13:26  توسط seyed mehdi peyravi nejad | 

بنام خدا

مردنمکی

یکی از مسئولین اعلام کرد:جسدی مومیایی متعلق به دوره تیر و کمان در زنجان کشف شده است.

وی گفت:این مویایی  مرد 35 متعلق به 4200 سال پیش است،که در یک چاله و به همراه 100 کیلو نمک بر اثر ضربه مغزی فوت و به خاک سپرده شده است.

خبر نگاران پرسیدند مگه چنین چیزی امکان دارد؟

مسئول گفت:بلی جانم!گاریه نون خشکیش سنگین بوده،چپ کرده تو دره!

پرفسور پیراشکی

سید مهدی پیروی نژاد

6/8/86

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:29  توسط seyed mehdi peyravi nejad |